دسته بندی :

ارجاع

این واژه که در حوزه کتابداری و اطلاع‌رسانی با کلماتی چون "ارجاع متقابل"، "ارجاع تقابلی"، یا "بازبرد" (580:3) نیز شناخته شده است، در اصطلاح، به راهنمایی از یک شناسه به شناسه دیگر در یک فهرست یا نمایه اطلاق می‌شود (6: ذیل واژه). ارجاع به‌منظور ایجاد شبکه‌ای مفهومی میان واژه‌ها یا اصطلاحات یک نمایه، فهرست، یا متون و منابع مختلف به‌کار می‌رود تا استفاده‌کننده را در جست‌وجوی درست مفاهیم یاری رساند.

تاریخچه.

چارلز امی کاتر* در سال  1876>قواعد فهرست فرهنگی<[1]  خود را منتشر ساخت و چون زبان طبیعی را تنها نوع ممکن طبقه‌بندی می‌شمرد، دشواری‌های تازه‌ای در نظم واژه‌ها به‌بار آورد؛ و از این رو، شبکه‌ای از ارجاعات را برای ارتباط موضوع‌ها توصیه کرد. وی برای صرفه‌جویی در هزینه تهیه فهرست و کاستن از حجم آن، پیشنهاد کرد که "فقط ارجاع کلی به جزیی و نه بالعکس، ساخته شود و ارجاعات متقابل از یک کلمه به کلمه دیگر نیز در حداقل ممکن تهیه گردد" (27:2). به‌طور مثال، وی ارجاع "ادبیات نیز نگاه کنید به نمایشنامه" را لازم می‌دانست.

اما ارجاع "نمایشنامه نیز نگاه کنید به ادبیات" را زائد می‌شمرد.

یکی از دلایل کاتر آن بود که جوینده غالبآ به موضوعی کلی‌تر از آنچه در جست‌وجوی آن است رجوع می‌کند. نخستین سیاهه معیار "سرعنوان‌های موضوعی"*، از فهرست‌های چند کتابخانه عمومی در سال 1895 منتشر شد، ولی از آغاز سال 1957 بررسی و تحقیق درباره فهرست سرعنوان‌های موضوعی رونق گرفت و دیلی[2]  ایجاد راهنمای گروه‌بندی سرعنوان‌های مرتبطی را که جدا از هم افتاده‌اند، توصیه کرد. به‌نظر ویکری[3] ، یکی از معیارهای تهیه فهرست موضوعی آن است که جوینده موضوع از کل به جزء و از جزء به کل راهنمایی شود. بنابراین، وی پیشنهاد می‌کند که ارجاع "نیز نگاه کنید"، برای موضوع‌های اعم و اخص، تهیه شود (33:2). در مقابل، شیرر[4]  و موریس[5]  درباره خطری که از بار سنگین ترکیب "نیز نگاه کنید" بر فهرست موضوعی تحمیل می‌شود و حذف این ارجاع سخن می‌گویند. دهه 1960 سرشار از نوشته‌هایی درباره چگونگی تهیه این‌گونه ابزارها خصوصآ واژه‌نامه‌هاست؛ ولی دشواری اصلی مربوط به تدارک شبکه ارجاعی در فهرست سرعنوان‌های موضوعی است. انواع ارجاع‌های "نگاه کنید" و "نیز نگاه کنید" برای پیوند میان موضوع‌های مرتبط مورد بحث و انتقاد فراوان قرار گرفته است. دلیل اصلی این انتقادها روشن نبودن ماهیت، هدف، و کارآیی ارجاع‌هاست(38:2).

سینکانکاس[6]  در سال 1970 پژوهشی درباره ارجاع "نیز نگاه کنید" در سرعنوان‌های موضوعی کنگره انجام داد. وی، با استفاده از روش نمونه‌گیری، سرعنوان "Hunting" را در این فهرست برگزید و ارجاع‌های آن را دنبال کرد و ردّ هر سرعنوان دیگری را که از این موضوع بدان رجوع داده شده بود پی گرفت (40:2). شبکه‌ای که سرانجام پدید آمد چنان درهم و پیچیده بود که سرگردانی جوینده موضوع را به‌خوبی نشان می‌داد. فاسکت[7]  نیز در سال 1969 درباره مشکلات سرعنوان موضوعی کتابخانه کنگره مطالبی نوشت. وی اشاره کرد که "یکی از مهم‌ترین دلایلی که برای تهیه فهرست فرهنگی عرضه می‌شود آن است که خواننده با سرعت و سهولت به موضوع مورد نظر خود دست یابد. اما اگر این فهرست با ارجاعات 'نگاه کنید، و 'نیز نگاه کنید، انباشته شود، برخلاف هدف اصلی عمل شده است" (42:2). چنین به‌نظر می‌رسد که بیشتر ارجاع‌هایی که در فهرست کنگره، موضوع‌های همبسته را به یکدیگر ارتباط می‌دهد، بر حسب تصادف، و نه بر اساس طرحی منظم، آمده است. این دشواری در فهرست سرعنوان‌های موضوعی کنگره و انجمن کتابداران امریکا یکی از انگیزه‌های ابداع روش "نمایه‌سازی زنجیره‌ای*" به کوشش رانگاناتان* بود. در واقع یکی از اهداف رانگاناتان را می‌توان محدود کردن به استفاده از ارجاع "نیز نگاه کنید" دانست. به عقیده وی در این روش، شمار ارجاع‌ها به کمترین میزان می‌رسد و خواننده به همه واژه‌های مهم یک موضوع مرکب دست خواهد یافت.

با ورود رایانه‌ها به حوزه کتابداری و اطلاع‌رسانی و امکان استفاده از این ابزارها در بازیابی اطلاعات، مورتیمر تاب[8]  این عقیده را مطرح کرد که ترکیب ساده ماشینی را می‌توان به‌طور مؤثر جایگزین ترکیب نسبتآ پیچیده‌ای کرد که برای ساخت سرعنوان‌های موضوعی به کار می‌رود (475:4). این ترکیب ساده ماشینی با استفاده از عملگرهای بولی به جست‌وجو و بازیابی می‌پردازد. وی مفهوم نمایه‌سازی همارا *و معرف آن یعنی "نظام تک‌واژه " را با توجه به دو محور مختصات ریاضی تعریف کرد. از آن زمان به بعد، با تقسیم این نظام به پیش‌همارا و پس‌همارا، نظریه‌پردازان بازیابی اطلاعات به بررسی درباره چگونگی ارتباط و همارایی میان اصطلاحات پرداختند. در اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980 که کتابخانه‌های بسیاری در کشورهای پیشرفته در نظر داشتند فهرست دستی خود را به رایانه‌ای تبدیل کنند، به‌منظور بررسی ابعاد مختلف این امر و تبادل تجربه‌های خود، اقدام به برگزاری همایش‌های متعدد کردند. یکی از مسائلی که در بیشتر این همایش‌ها مورد توجه قرار گرفت مقایسه میان برگه‌دان سنتی با فهرست رایانه‌ای بود (21:7)؛ و به سبب اهمیت موضوع در نظام‌های ذخیره و بازیابی اطلاعات رایانه‌ای، بحث‌های تازه‌ای پدید آمد که یکی از آنها حفظ ساخت سرعنوان‌های موضوعی و مسئله ارجاع در فهرست‌های رایانه‌ای بود. در ایران در سال 1368، بخش اطلاعات دفتر پژوهش‌های فرهنگی، اقدام به مطالعه و بررسی امکان ذخیره و بازیابی رایانه‌ای اطلاعات کتابشناختی کتاب‌های فارسی و مطالعه حفظ ساخت سرعنوان‌های موضوعی و مسئله ارجاعات کرد. پیش‌فرض حاکم بر این بررسی، آن بود که نظام ارجاعی در رایانه درست شبیه نظام ارجاعی در برگه‌دان موضوعی است. در نظام برگه‌دان، ارجاعات شامل فهرستبرگه‌هایی است که در برگه‌دان موضوعی قرار دارد و مراجعه‌کننده با برخورد با آن به موضوع یا سرعنوان پذیرفته شده هدایت می‌شود (45:5). در رایانه نیز به‌واسطه نظام ارجاعی، مراجعه‌کننده در جست‌وجو هدایت می‌شود. بر پایه توانایی‌های رایانه در ذخیره و بازیابی، و گرایش نرم‌افزارهای جدید در ذخیره و بازیابی ارجاعات به سمت زبان طبیعی، نتیجه گرفته شد که نمی‌توان سرعنوان‌های موضوعی را با همان ساخت و با همان پیش‌فرض‌های نظام دستی، رایانه‌ای کرد. زیرا، ذخیره بر پایه نظام پیش‌همارای سرعنوان‌هاست، ولی در زمان جست‌وجو انتظار می‌رود که بازیابی بر پایه نظام پس‌همارا باشد. پرسشی کلی که در اینجا مطرح می‌شود آن است که زبان‌های پیش‌همارا تا چه حد مناسب محیط‌های ماشینی است. در واقع، روش‌های مختلف زبان‌های پیش‌همارا در محیط ماشینی بهتر از محیط دستی عمل می‌کند، زیرا در محیط ماشینی می‌توان هر اصطلاح مربوط به زنجیره موضوعی را از طریق جست‌وجوی کلیدواژه‌ای بازیابی کرد و در نتیجه، نیاز به ارجاع‌های کمتری است (4: 502). در حال حاضر، با افزودن "بایگانی مستند"[9]در فهرست‌های پیشرفته رایانه‌ای، انواع ارجاعات اسمی، توضیحی، موضوعی، و نظایر آن قابل ذخیره، اصلاح، و بازیابی است.

انواع ارجاع.

          ارجاع در نظام ذخیره و بازیابی منابع اطلاعاتی ـ اعم از فهرستنویسی و نمایه‌سازی ـ سه شیوه مشخص دارد (39:1) که عبارتند از:

 1) ارجاع همبسته[10]  میان دو اصطلاح که حضور یکی دیگری را به ذهن متبادر می‌کند؛ مانند دو اصطلاح "تدریس" و "دانش‌آموز" یا "استاد" و "دانشگاه". این ارجاع از نوع "نیز نگاه کنید" است و میان اصطلاحات پذیرفته‌شده برقرار می‌شود؛

 2) ارجاع هم‌ارز[11] ، یا ارجاع موازی میان دو اصطلاح که یکی در نظام ذخیره و بازیابی پذیرفته شده و دیگری پذیرفته نشده، لیکن احتمال ورود استفاده‌کننده از طریق آن وجود دارد؛ مانند دو اصطلاح "ناسیونالیسم" و "ملی‌گرایی". این ارجاع از نوع "نگاه کنید" است و در واقع میان زبان نظام و زبان استفاده‌کننده ارتباط ایجاد می‌کند؛

 و 3) ارجاع مرتبه‌ای[12]  که از کل به جزء یا از جزء به کل برقرار می‌شود؛ مانند رابطه میان اصطلاح "انگور" و اصطلاح کلی‌تر آن "میوه". ارجاع مرتبه‌ای جزء به کل می‌تواند هم از نوع  "نگاه کنید" و هم "نیز نگاه کنید" باشد؛ مانند "انگور" نگاه کنید به "میوه"، و "انگور" نیز نگاه کنید به "میوه". ارجاع کل به جزء مانند "روان‌شناسی" نگاه کنید به انواع روان‌شناسی؛ از قبیل روان‌شناسی کودک، روان‌شناسی کهنسالی، و مانند آن. این ارجاع از نوع "نگاه کنید" است.

ارجاع در نظام‌های رایانه‌ای.

 وجود ارجاع در نظام‌های ذخیره و بازیابی رایانه‌ای اطلاعات نیز علاوه بر افزایش جامعیت و مانعیت، موجب سهولت کار در هنگام ورود اطلاعات و اطمینان بیشتر از صحت اطلاعات می‌گردد. از آنجا که برخی داده‌های کتابشناختی مانند موضوع مرتبآ در حال تحول است، فنون مختلفی برای برقراری ارجاع در نظام‌های رایانه‌ای ارائه شده است. از آن جمله می‌توان به ایجاد بانک فرعی در کنار پایگاه اصلی و استفاده از بایگانی‌های شاخص نام برد. از سوی دیگر، ضرورت فهرستی از واژگان مهارشده در نرم‌افزارهای کتابخانه‌ای انکارناپذیر است. این فهرست می‌تواند به‌شکل اصطلاحنامه یا سرعنوان موضوعی باشد.

با ایجاد و شکل‌گیری فهرست‌های رایانه‌ای از اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980 و افزایش توانایی‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری و ارتباط کاربر به‌شکل پیوسته با فهرست کتابخانه‌ها در سطوح محلی، ملی، و بین‌المللی مسئله ارجاع شکلی دیگر یافت. تفاوت ساختاری فهرست رایانه‌ای با برگه‌دان در مقوله ارجاع، اضافه شدن "بایگانی مستند" به آن است. امتیاز عمده بایگانی مستند در فهرست رایانه‌ای، ایجاد امکان هرگونه اصلاح یا تغییر در نام‌ها یا سرعنوان‌های موضوعی در فهرست کتابخانه با عملی ساده، یعنی تغییر سراسری، است (26:7). نظر به اینکه رایانه‌های امروزی برای محیط‌های گرافیکی طراحی شده‌اند، یکی از بارزترین ویژگی نرم‌افزاری آنها جست‌وجوی فرامتنی است که با آن می‌توان اصطلاح یا حوزه‌ای را در متن یک منبع و آنچه بر صفحه نمایش ظاهر می‌شود برجسته و مشخص کرد و بدین ترتیب، می‌توان به فهرست فرمان داد تا تمام حافظه خود را برای یافتن منابعی که دارای همان واژه یا عبارت است، جست‌وجو کند و آنها را نمایش دهد (36:8). با این رویکرد تعداد نقاط بازیابی افزایش می‌یابد و شبکه‌ای مفهومی میان اصطلاحات مرتبط فراهم می‌آید.

مآخذ:

 1) آوستین، درک؛ دیل، پیتر. راهنمای تهیه و گسترش اصطلاحنامه یکزبانه. ترجمه عباس حرّی. تهران: مرکز اسناد و مدارک علمی ایران، 1325؛

 2) ابرامی، هوشنگ. اصول تدوین فهرست موضوعی در نوشته‌های زبان فارسی. تهران: دانشگاه تهران، 1352؛

 3) ادیب سلطانی، میر شمس‌الدین. راهنمای آماده ساختن کتاب برای مؤلفان، مترجمان، ویراستاران، کتابداران، ناشران، چاپخانه‌ها و دوستداران کتاب. ویرایش دوم. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1374؛

 4) اسونونیوس، الین. "پیش‌همارایی، آری یا نه؟". ترجمه علی مزینانی. فصلنامه کتاب. دوره چهارم، 4 (زمستان 1372): 475-506؛

 5) اکبری‌نژاد، سعید. "ارجاع (نگاه کنید به) سرعنوان‌های موضوعی فارسی و تأثیر آن بر ذخیره و بازیابی کامپیوتری". پیام کتابخانه. س. سوم، 2 و 3 (تابستان و پاییز 1372): 34-45؛

 6) سلطانی، پوری؛ راستین، فروردین. اصطلاحنامه کتابداری. ذیل "ارجاع"؛

 7) فتاحی، رحمت‌الله. "فهرست کامپیوتری و تفاوت آن با برگه‌دان ". فصلنامه کتاب. دوره پنجم، 1 و 2 (بهار و تابستان 1373): 14-36؛ 8) همو. "فهرست‌های کامپیوتری نسل چهارم". پیام کتابخانه. س. پنجم، 1 و 2 (بهار و تابستان 1374): 28-38.

 

[1]. Rules for Dictionary Catalog

[2]. Jay E. Daily

[3]. B.C. Vickery

[4]. G. Scheerer

[5]. J.C. Morris

[6]. George M. Sinkankas

[7]. A.C. Foskett

[8]. Mortimer Taube

[9]. Authority file

[10]. Associative reference

[11]. Equivalence reference

[12]. Hierarchical reference



آخرين مطالب

 
ADS

آمار بازيد

درباره ما